کسی یادش هست امشب
سالگرد" والفجـــــر 8" است؟!
" روضـــه ی اروند" ر !
و غواص تشنه لبی به نام عبـــــاس را !
و قاسم و مجتبی و محمد را !
شهدای شط را !
شط رنج را !
شیران بهمن شیر را!
نخلهای نجیب سر جدا را !
بلم نینـــوا را !
بادگیر آبی اصحاب علقمه را !
لب های خشک لحظاتی قبل از شهادت را !
رزمندگان بی ادعایی که « عمار» بودند ، آنهم
وقتی که هنوز ، عمار بودن مد نبود !
وخبری از عمار نمایی نبود !
و موبایل نبود!
و تلگرام نبود 1
و اینستا نبود !
و تبلیغ سامسونگ نبود !
الان ستاره ها مبلغ ماست شده اند !
در بیلبوردهای شهری به نام « تهران» !
و صداوسیما، حتی امشب هم برند کره ای را نشان داد: « فراتر برو» !
چشم اما کجا ؟!
قربان رسانه ملی ؟!
که نام هیچ کانالش « کمیل» و «حنظله» نیست ؟!
که «جشنواره فیلم فجر» را میبیند ، اما
«جشنواره واقعیت والفجر» را نه ؟!
که « هفت» دارد ،اما
 « هشت» نه ؟!
آه ؟!
دلم « ساحل اروند» می خواهد....
و صدای بیسیم بسیجانی که سیمشان وصل بود ؟!
میثم،میثم،عمار !
دلم «شب حنابندان» می خواهد....
و سیمای سپاهیانی که منبع نور بود،
«اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک »!
وقتی در سیل مواج جمعیت عباس و قاسم و مجتبی و محمد را ببینم !
آری ! چشم ما به جمال شهدا روشن است.....
 به جمال همین شهدای معمولی...
که در هیچ همایشی حتی همایشهای شهدایی
یادشان گرامی داشته نمی شود !
و راهشان پر رهرو خوانده نمی شود !
سلام !
سلام بر تو ای مادر شهید کوچه بی نام !
سلام بر تو ای دختر شهید گمنام !
سلام بر تو ای شهیدی که پیکرت را «اروند نامرد» پس نداد !
حق داشت رود بیچاره....
چرا که خود را « صدف» می دید
و تو را «در» !
22بهمن اما تو را به ما قرض میدهد ، تا در تقاطع انقلاب و وصال
باز هم بوی پیراهن تو را پر کند
تمام مساحت چادرهمسرت را....
سلام بر همسران شهدای اروند
والله «فجر» نمی ماند ،اگر «والفجر» نبود !
و ما به دعوت شهدا آمدیم راهپیمایی !
نه زیرنویس تلویزیون !
بگذار فاش بگویم :
ما خمینی و خامنه ای را
هنوز و هر روز در وصیت نامه ی شهدا میبینیم،
نه در قاب مخدوش کالای چشم بادامی ها ،
نه در دعوتنامه سازمانها !